حمد الله مستوفى قزوينى
252
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
كه آمد به پيشش خبر آنچنان : * « بنى تَغْلِب و قوم غطفانيان « 1 » به كوهى كه خوانند ذات الرِّقاع « 2 » * فراز آمدهستند از هر بقاع برآنند سوى مدينه سپاه * برانند آن لشكر رزمخواه » به پيكارشان شد برون مصطفى * به شهر اندرون كرد عثمان رها 5340 به پنجم مه از سال چارم سپاه * روان كرد سيّد به آوردگاه چو آمد به نزديك دشمن رسُول * دو رويه نشد كس به كوشش عجول كشيدند صف هردو رويه به جنگ * ولى رفت در جنگ كردن درنگ ز هم گشته پربيم هر دو سپاه * نگشتى يكى از دگر رزمخواه فرستاد آيت چنين بىنياز * كه بايد در اين خوف كردن نُماز 5345 سپه را پيمبر به دو بهره كرد * گروهى ستادند به صف در نبرد ( 116 ) گروهى دگر در پىِ مصطفى * به دو كرد بهرِ نماز اقتدا چو كردند يك ركعت اين مردمان * برفتند تا پيش صف همچنان دوم ركعتش را گروهِ دگر * بكردند با پيشواىِ بشر چو آمد نمازش به حدِّ سلام * دگر ركعتش كرد هريك تمام 5350 شدى پيش صف و آمدى بازِجا « 3 » * ولى گفتن از كس نبودى روا سه روز اينچنين آن سپه كار كرد * گهى در نماز و گهى در نبرد به روز چهارم سپاه عرب * گريزان شد از رزمگه بىشغب « 4 » بسى چيز كردند آنجا رها * ببرد آن همه لشكر مصطفى ز كفّار يك زن در اين رزمگاه * تبه كرده بودند مؤمن سپاه 5355 چو شويش خبر يافت از كارِ او * بيامد كه گردد ز كين جنگجُو شب آمد به بنگاه اسلاميان * مگر در نهان كس كُشد زآن ميان دو تن را نبى كرده بُد پاسبان * فراز تلى رفته آن هردوان يكى در نماز و يكى خُفته بود * چو كافر ز كين زن آشُفته بود
--> ( 1 ) ( ب 5336 ) . در اصل : عطفانيان . ( 2 ) ( ب 5337 ) . در اصل : ذات الرّفاع . ( 3 ) ( ب 5350 ) . در اصل : بارجا . در طبرى ( ج 2 / ص 556 ) و سيرهء ابن هشام ( ج I / 2 ، ص 661 ) تفصيل اين نماز آمده است . ( 4 ) ( ب 5352 ) . در اصل : بىشعب .